تبلیغات
سعدی شاعر شیرین سخن می گوید «چو عضوی بدرد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار». با بازخوانی این شعر به یاد جملات همراه با تجلیل و نكوداشت رئیس شورای اسلامی كلانشهر اصفهان و دیگر اعضای این شورا افتادم كه در بازدید 3 روزه از تبریز، خدمات و انجام پروژه های مختلف شهری را بی نظیر بیان می كردند و در ملاقات با استاندار آذربایجانشرقی به این مطلب اذعان كردند.
بنده در همان جلسه آرزو كردم ای كاش برادری از اعضای شورا كه سی و پنجمین دست نوشته خود را در 4/5/88 به نشریه شهرداری فرستاده بود، یك در هزارم این میهمانان و صدها مسافر و هم شهری های خودمان انصاف به خرج می داد و زیبایی ها و خدمات و تلاش ها را به چشم می دید.
به یاد آن جمله معروف افتادم كه «اجازه بدهید عشق به جای نفرت قلبتان را پر كند پس زمانیكه نفرت در قلب شما ساكن است هیچ فضای خالی برای عشق و انصاف وجود ندارد».
به خاطر همین تفکرات منحصر بفرد، بغیر از خود، همه را به باد انتقاد و استهزا و تهمت و باصطلاح نصیحت می نگرند. آری چشم ها را باید باز كرد و به تمام زیباییهایی كه در اطرافمان است نگاه كرد خوشا به حال كسانیكه گذشته را مطالعه می كنند تا اشتباهات و خطاها را تكرار نكنند، هر چند كه گذشته و عملكرد سی ساله بعضی از این افراد ما را كاملاً ناامید از پیشه كردن تقوی الهی و آزادگی و رعایت انصاف از سوی ایشان كرده است .
البته اینجانب دیگران را همانگونه كه هستند می پذیرم، یعنی با عقاید، رفتارها و نظرات شان كه بعنوان یك مسئول یا شهروند زندگی می كنند. اما در این چند روز كه تعدادی از عزیزان شورای اسلامی شهر تبریز هم در كنار این مهمانان بودند آرزو می كردم كه ایكاش از بالا به موضوع ها نگاه كرد و عادات و احساسات نادرست را ترك كرد تا مانع رشد برای رسیدن به اهداف عالی شورا و شهرداری نشویم. خوشبختانه امروز در شهر تبریز با پشتیبانی شورای اسلامی شهر و با پشتكار و تلاش همكاران شهرداری همه چیز امكان پذیر است و بنده بهمراه مدیران و كاركنان تصمیم گرفته ایم كه امواج منفی كه بعضی ها می فرستندرا نادیده بگیریم و فقط برای اهداف عالی و آبادانی و رفاه شهر و شهروندان تمركز كنیم و برای موفقیت های بزرگ فكر كرده و خانواده ای را تشكیل دهیم كه با با امید به شهری مطلوب ، اتفاقات ناخوشایند را مانع خدمت ندانیم كه مولا علی (ع) در خطبه 42 می فرماید: «هوا پرستی شما را از حق باز می دارد». پس با پرهیز از خواهش های نفسانی در مسابقه خدمت رسانی شركت كرده و با توسل به حق توشه ای برای آخرت جمع آوری می كنیم .انشاء الله
در ابتدا فرارسیدن ماه شعبان المعظم ماه پیامبر اعظم (ص) و همچنین سالروز میلاد پر نور حضرت سیدالشهدا (ع)، حضرت اباالفضل العباس(ع) و امام سجاد (ع) را خدمت صاحت مقدس حضرت بقیه الله الاعظم و همچنین تمامی شیعیان تبریک عرض می نمایم.
در خصوص ابعاد وجودی شخصیت امام حسین (ع) سخنان و کتب بسیاری هست و طبیعتا هرچه از این دریای جوشان نور وصف برود کم است.اما نکته ای تامل برانگیزی اینجاست که در این مناسبت ها ذهن هر انسان جویای حقی را به خود درگیر می کند و آن چگونگی الگو برداری از شخصیت این امام بزرگ و همچنین دو امام عزیزی که میلادشان در پیش روست می باشد.سخن این است که امروز ما چگونه باشیم که رهرو راه حسین باشیم.
انسانهایی كه می خواهند از شخصیتهایحسنه و برتری همچون امام حسین (ع) الگو برداری كنند، ابتدا باید نظام عقیدتی امامحسین (ع) را به خوبی بشناسند كه برای شناخت نظام عقیدتی ایشان میتوان از كلماتو احادیث به جا مانده از حضرت و همچنین با بررسی و دقت در ادعیه منتسب به ایشان ـمثل دعای عرفه ـ با مضامین بسیار بلند عرفانی، به اندیشههای ناب اعتقادی حضرتپی برد.
از سوی دیگر از موضعگیریهای حضرت در طول حیاتشان وخصوصا در جریانعاشورا به خوبی میتوان به قالب فكری حضرت حسین (ع) پی برد. در واقع تک تک ثانیه های زندگی حضرت خود کلاس درسی است برای کسانی که امروز می خواهند رهرو راه حسین (ع ) باشند.
همین نه من شدهام ریزهخوار خوان حسین
كه هست عالم ایجاد، میهمان حسین
ز آفتاب قیامت نباشدش باكی
كسی كه رفت دمی زیر سایبان حسین
رخش به دست نگیرد ز شرم در محشر
به صدق هر كه نهد رخ بر آستان حسین
كسی كه خار گلستان عشق، خود را خواند
عزیز هر دو جهان شد، قسم به جان حسین
همیشه باغ بُود پایمال دست خزان
ولی همیشه بهارست گلستان حسین
به گوش دل بشنو نوحه از لب هستی
كه بسته است لب از نوحه، نوحه خوان حسین
باید تبریک مجددی هم به عزیزان سپاهی بگویم چون روز میلاد امام حسین (ع) روز پاسدار نیز می باشد.
امام على (ع) می فرمایند: خَیرُ النّاسِ رَجُلٌ حَبَسَ نَفسَهُ فِى سَبیلِ اللَّهِ یُجاهِدُ أعداءَهُ یَلتَمِسُ المَوتَ أوِ القَتلَ فی مَصافِّهِ؛
بهترین مردم كسى است خود را در راه خدا وقف كند و با دشمنان او به نبرد برمىخیزد، و مرگ یا كشته شدن در میدان نبرد را آرزو مىكند.
پاسدار بمعنی نگهبان و مراقب است و پاسدار و پاسداران،یعنی کسانی كه در حساسترین لحظات تاریخ از میان مردم برمی خیزند و مردانه و شجاعانه در جهت رسیدن به حق و حقیقت و حفظ آن گام برمی دارند. کمربستن برای احیای حقیقت خواهی، همتی جانانه می طلبد که تنها از مردانی چون حسین(ع) برمی آید که آزادگی و شور حقیقت جوئی اش چنان حماسه ای آفرید که تا زمان، زمان است نامش جاودان و موجب احترام انسانهای حق طلب است و خواهد بود. به همین خاطر حضرت امام (ره) می فرمودند: «ای کاش من هم یک پاسدار بودم».
امام حسین(ع) هنگامی که تحریف گران حقیقت و تقدیس کنندگان خشونت، از سنت وسیره پیامبر اکرم(ص) و آنچه خداوند در شریعت اسلامی و از زبان قرآن بنا نهاده بود تصویری مغایر با واقعیت ارائه کردند، برخود تکلیف دید تا برای احیای آن سنت از کف رفته و نهادینه کردنش در میان امت اسلام، قیام تاریخی و حماسی اش را آغاز کند و بدین ترتیب از دین پیامبر خود پاسداری نماید. که این در حقیقت تجلی شجاعت پدرش، علی(ع) بود در پاسداری ازرسول خدا در کنار ستون حرس که بدین زیبایی دراعتلای پرچم دین خدا پدیدار گشت. بی شک حسین (ع) تبدیل به الگوی کامل و جاودانه پاسداری از ارزش ها برای رادمردان تاریخ گشت.
این روحیه در فرهنگ انقلاب اسلامی و در وجود پاسداران نهضت انقلاب هم به روشنی دیده می شود.
چنانچه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در رابطه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می فرمایند :
«... مجموعه ى شما، از جمله ى این مجموعه هاى مؤ من است . سپاه پاسداران را با همان عناصر ارزشمندى كه با آن به وجود آمد و با آن توانست در مقابل دشمنان قدرت نمایى كند و از امنیت مرزها و از استقلال ملى دفاع كند؛ با همان خصوصیات و با همان پایه هاى مستحكم، شما باید آن را حفظ كنید و قدر بدانید و ارج بنهید...
و اکنون شما ای پاسداران عصر حاضر و انقلاب اسلامى ! به حسین بن علی (ع) که به راستی پاسدار حرمت و انسانیت و احترام به حقوق آدمیان بود به پاسداران قرآن كریم و امام امت اقتدا نموده، حق پاسدارى ازاسلام و انقلاب اسلامى را به خوبى ادا كنید و از این منصب بزرگ كه منصب انبیاى عظام و اولیاى خداوند تعالى است به خوبى حفاظت کنید.»
به امید آنكه خداوند به همه ما انسانها توفیق عنایت نماید تا بتوانیم با شناخت آن حضرت و خط فکری ایشان و با تأسی به آن بزرگوار در طریق سعادت و كمال گام برداریم و به حق ما نیز پاسدار خون شهدا باشیم.
اینجانب از این طریق به یکایک پاسداران مخصوصا پیشکسوتان این نهاد مقدس و جانبازان عزیز و اسرای گرانقدر که از سال 58 با قیام خونین و جانبازی و رشادت حسین وار خود و تحمل زحمات و شکنجه های فراوان در زندانهای بعثی، انقلاب اسلامی را بیمه کردند و بعضی از آنها مشمول آیه «من المونین رجال صدقوا ماعاهدولله علیه» شدند و بعضی مشمول «و منهم من ینتظر» یعنی منظر شهادت هستند تبریک عرض می کنم که همانا این سه عید بزرگ (ولادت امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع) و امام سجاد(ع)) مقدمه عید بزرگ ولادت حضرت قائم آل محمد (عج) یگانه منجی عالم بشریت است.
اعیاد شعبانیه مبارک باد
در جلسه علنی شورای اسلامی شهر که در مورخه 28/4/88 تشکیل یافته بود (بدون حضور بنده) یكی از اعضای شورا نسبت به دست نوشته اینجانب که با عنوان «عبرت از گذشته» در وبلاك شخصی ام منتشر و همچنین در شماره 33 نشریه «شهریمیز» به چاپ رسیده بود با یادآوری نکاتی، اظهار ناخرسندی کرده بودند.
بمناسبت عید مبعث خواستم به پیام اصلی بعثت كه همانا اتمام و تكمیل مكارم اخلاق است اشاره ای كنم كه بشریت بویژه مسلمانان می توانند با تمسك به قرآن و عترت رسول گرامی اسلامی (ص) سعادت و راهنمای زندگی را پیدا كنند تا از ظلمت و گمراهی و جهالت به نور و روشنایی هدایت شویم. اگر پیام بعثت را دریافت کرده باشیم و خویشتن را بیابیم و آفات گفتارهای خود را شناسایی و از آنها بر حذر باشیم امید است شاهد جامعه ای به دور از بیماریهای زبان (حیوان سركش) باشیم. البته بنده در دست نوشته خود بطور عام یادآور شده ام (و منظورم كس خاصی نبوده است) كه ما در مقابل شهر و شهروندان مسئولیم، حال اگر این عضو شورای شهر تحمل یادآوری چند نكته تلخ ولی واقعی را ندارند باید برخود ببالیم كه در طول دوره سوم شورا شاهد كم لطفی و پرده دری در سی و چند شب نامه و دست نویس و توزیع و نصب و تبلیغ آنها در سطح شهر و شهرداری شدیم ولی بخاطر منافع عمومی شهر و شهروندان، به روی خود نیاوردیم. در این عید بزرگ كه اشرف مخلوقات عالم با بعثت خود زشتی های حاكم بر جامعه (دروغ، دشنام و ناسزا، لفو و بیهوده گویی، سخن چینی، عیب جویی، غیبت، هتك حرمت و مخصوصاً ناآگاهانه و نسنجیده سخن گفتن و صدها نازیبایی دیگر) را با مكارم اخلاق خود متحول كرده است باید از بعضی افراد جامعه گله مند باشیم كه با نسنجیده سخن گفتن نه تنها شاهد آثار نامطلوب آن (افترا و تهمت) بلكه زیر پا گذاشتن حریم انسانها می شوند.
امام صادق (ع) می فرماید: «تو را باز می دارم از اینكه با روش باطل، خدا را دینداری كنی و ندانسته به مردم فتوی دهی». یعنی هر عملی كه با تكیه بر علم و معرفت و مطابق عقل و منطق نباشد انسان مجبور می شود برای توجیه و عقلائی جلوه دادن كارش دلایلی را به نام آگاهی و فریاد خواهی به مردم عرضه كند.
و یا مولایمان امام علی (ع) می فرماید: «و دیگری خود را دانشمند نامیده در حالیكه نادان است». متاسفانه و صد افسوس اینكه امروز بعضا در جامعه با افرادی معدود روبرو میشویم كه چه بسا با تفسیر به رای، خواسته های خود را درست می پندارد و عجبا كه انتظار دارند جلودار مردم باشند در حالیكه خودشان در تشخیص راه و چاه عاجز و ناتوان هستند .
پیامبر عظیم الشان اسلام با بعثت خود راه های نجات این افراد را در خاموشی (یعنی در موضوعی كه اطلاعات ندارند وارد سخن نشوند) و اظهار فضل نكردن (یعنی نمیدانم) بیان فرموده اند. پس بجای تهمت زدن و بدبینی و هتك حرمت و ... بهتر است انسانهای مریض، از سخن نابخردانه گفتن بپرهیزند و خود را به زینت علم و دانش بیارایند تا خسرالدنیا و الاخره نباشیم.
انشاء الله - عید مبعث مبارك
امیرمومنان مولا علی (ع) می فرماید: «هر كس از وقایع گذشتگان عبرت گیرد بینا می شود». ده سال از استقرار شوراهای اسلامی شهر و روستا گذشت ایام خوش و شیرین این نهاد مدنی را شاید فراموش بكنیم علتش هم این است كه معمولاً مردم شادی و موفقیتها را زود از یاد می برند ولی خاطرات تلخ همیشه ماندگار است و در همین تبریز ناكامی های شهرداری و شورا در دوره اول و دوم را مردم فراموش نكرده و نمی كنند. بد دهنی و تهمت زدن و تعطیلی جلسات و بی توجهی به آبادانی شهر و عقب ماندگی كلانشهر تبریز و قدرت نمایی جناحی و ... از مواردی است كه شهروندان همه این افراد را به خوبی می شناسند. راستی عضو شورا شدن و قبول مسئولیت در برنامه ریزی شهری و یا شهردار شدن و قبول مسئولیت اجرایی با چه اهدافی صورت می گیرد؟ اگر هدف اعضای شورا و شهردارها برای كاندیدا شدن برای مجلس شورای اسلامی یا صعود به پستهای بالاتر یا ترویج افكار مجهول خود به سازمان خدماتی شهرداری باشد قطعاً بدون عبرت گیری از وقایع تلخ و ناكامی ها، دنبال اهداف شخصی خود خواهیم بود. و چه بسا با توسل به یك قشر یا یك موضوع صنفی و اجرایی به خود اجازه دهیم تحلیل های اشتباهی هم داشته باشیم و جو تلاش و خدمت صادقانه و خالصانه را تبدیل به آرمان شخصی و فردی كنیم، چه بسا ضرر و زیان اش به شهر و شهروندان است و منافع فردی جایگزین خدمت جمعی خواهد شد. این افراد باید بدانند شان و جایگاه شورا و شهرداری را نباید تنزیل داد. از بعضی اگر سوال شود در مدت باصطلاح مدیریتی خود در گذشته و یا در مدیریت شورایی خود خدمات خود را به شهر و مردم بنویسید قطعاً عاجز می مانند كه چون بغیر از حرف زدن و تخریب و پرونده سازی و آبرو ریزی دیگران و مشغول كردن خود و همیات و افكار منحصر بفرد خود و پخش و ترویج شایعات و ایجاد دلسردی در خدمت دلسوزان، حرفی برای گفتن ندارند. ولی همه باید بدانیم كه قضاوت در مورد شورای سوم و مدیریت شهرداری هم دو سال بعد خواهد بود، اگر ترمز خدمات رسانی به هر دلیلی از سوی هر كسی كشیده شود باید پاسخگو باشیم، كه امید است در میان مردم باشیم نه قشر خاص و كارهای انجام یافته را از نزدیك ببینیم، و پرهیز از بزرگ كردن مشكلات جزئی و سیاه نمایی با توسل به قدرت و جناح بندی و منیت ها، از فیگور گرفتن پیشوندهای دكتر و مهندس و حاج آقا بودن خودمان، فرهنگ خدمت در شهر را توسعه دهیم و یاد بگیریم كه بیراهه راه رفتن به ضرر شهر است و اگر بجای 800/1 میلیون نفر شهروند، دنبال حل مشكل داخل شهرداری باشیم و بجای شورای شهر، شورای شهرداری باشیم، بر شهر و شهروندان جفا شده است، چون عقب ماندگی در شهر آنقدر زیاد است كه مردان و زنان آزموده باید تلاش شبانه روزی را پیشه خود كنند نه خدای ناكرده موذی گری و فرصت سوزی را.
می گویند صداقت یعنی ظاهر و باطن یکی باشد و از دروغ هم پرهیز کنیم. راستی رنگ صداقت را می شناسید؟ پروین اعتصامی این شاعره همشهری مان می گوید:
آنکه درش روز کرم بسته بود/قفل در حق نتواند گشود
طاعت بی صدق و صفا هیچ نیست / این همه جز روی و ریا هیچ نیست
و سعدی نکونام هم اضافه می کند:
اگر راست سخن گویی و در بند بمانی/ به زانکه دروغت دهد از بند رهایی
اما اگر از پند و موعظه و ارشاد بگذریم باید بعنوان یک شهروند اذعان کنم در مدیریت اجرایی و بعضی شهروندان متاسفانه این دو گوهر (راستی و درستی) خیلی کمیاب شده است و ظاهراً مشتری خیلی کمی دارد. شاید راحت تر بگویم که تعریف و تمجید در حضور زیاد و غیبت کردن در پشت سر الی ماشاءالله.
خودمان هستیم، نکند با پرهیز از صداقت به تملق روبیاوریم و زبانم لال اگر با همدیگر روراست نباشیم که آیا چیزی غیر از فاجعه را می توان مطرح کرد.
من نمی خواهم از مردم و شهروندان شهرم گلایه کنم ولی با جسارت فراوان می خواهم بگویم دوری از صداقت شاید نخستین مرحله دروغ گویی هم باشد. یعنی هر چه می شنویم (واقعیت یا شایعات ) بلافاصله نقل می کنیم . حتماً می دانیم که این همه خبر روزانه که به گوشمان می خورد همه راست و درست نیستند. پس اگر بدون تامل در صحت و سقم اخبار هر چه را که بشنویم با دیگران نقل کنیم با پخش شایعات خودمان را در دام دروغ گویی و آبرو ریزی و تشویش افکار و تفرقه افکنی و بی اعتمادی انداخته ایم که نهایتاً موجب عقب ماندگی و فرصت سوزی خواهد بود.
قبول زحمت بررسی و تحقیق و یکرنگی و صفا مورد انتظار است!
در خیابان اصلی شهر امام خمینی (ره)، شاهد چند حركتی توسط رانندگان و موتور سوران متخلفی بودم كه به حریم قانون و دیگران تجاوز می كردند. به خود گفتم تیتروار مروری بكنیم بد نباشد:
1-بی توجهی به دستور پلیس
2-حركت بر خلاف خیابان یكطرفه توسط موتور سوار
3- بسته نشدن كمربند ایمنی
4-توقف روی خطوط عابر پیاده
5-بی توجهی به تقدم عبور دانش آموزان در جلو مدارس
6-عدم رعایت سبقت ممنوع
7- سرعت غیرمجاز
8-بوق زدن
9-له كردن جداول و موانع سازمان ترافیك شهرداری
10-توقف در پارك ممنوع
11-عدم اخذ برگه پاركبان
12-عدم ر عایت حق تقدم در مسیر اصلی و فرعی
13-ماشین عروس كه برای آغاز زندگی مشتركشان عجله داشتند
14-توقف اتوبوس بصورت دوبله و انجام خرید از مغازه احتمال (خرید چند نخ سیگار)
15-سوار كردن مسافر ابتدا و وسط پل های هوایی
16- هندوانه فروشی و ایجاد راه بندان در خیابان با فریاد (به شرط چاقو)
17-كم توجهی مامورین راهنمایی و رانندگی به متخلفین در طول مسیر
18-صحبت با موبایل در هنگام رانندگی
19-تصادف منجر به درگیری لفظی و ایجاد ترافیك سنگین
20- توقف بدلیل خرابی و زدن كاپوت به بالا بدون نصب علایم هشدار دهنده
21- عبور از سرعت گیر با گاز دادن بیشتر
22- بی توجهی به حقوق عابران پیاده
22-پیاده و سوار كردن مسافر در هر جا كه دلشان بخواهد
23-حركت زیگزالی با شعار اینكه «همه جای خیابان سرای من است»
24- سر چهار راه در حالت زرد حق با متخل است
26-صدای ضبط صوت و موزیك و موسیقی پاپ و تكان دادن سر در حالت «چیزی شبیه مستی»
27- در مسیرهای پر پیچ و خم حركات موزون انجام دادن
28- دور زدن بر روی خطوط ممتد و هر جا كه دلمان بخواهد
29-بوق زدن و شنیدن فاحش دیگران
30- راه ندادن به آمبولانس و ماشین آتش نشانی
31-ورود به خط ویژه اتوبوس (با ماشین و مخصوصاً با موتور و ایجاد راه بندان و سوء استفاده از ضعف اعمال قانون توسط مجری قانون)
32-كلاه ایمنی تشریفاتی داشتن
33-حمل بار اضافی (3 نفر به همراه بار با ارتفاع بلند)
35- ورود به محدوده طرح ترافیك (داخل بازار )
36-با چراغ خاموش حركت كردن در شب و خاموشی و چراغ راهنمایی ماشین و تكان دادن دست به جای چراغ راهنما
بنظر شما از كجا باید شروع كنیم؟ ای كاش فرهنگ استفاده از خودرو و رعایت قوانین رانندگی را خوب و كامل یاد بگیریم .
بطور كلی شهروندان تبریزی چنان مردمی وظیفه شناسند كه بی شك اگر در انجام همه وظایف شهروندی خود كمی بیشتر دقت و حساسیت نشان دهند نه تنها جامعه آنها هرگز دچار بی نظمی نخواهد شد بلكه زمینه پیشرفت شایسته تبریز كه در گرو همین وظیفه شناسی و عمل دقیق وظایف است فراهم می آید. فلذا با جسارت، به چند نكته درخصوص وظایف شهروندی اشاره می كنیم :
1-ترجیح دادن منافع عمومی بر منافع فردی
2-حساسیت به حفظ و نگهداری بیت المال
3- رعایت حق و حقوق دیگران
4-پرداخت حق و حقوق شهروندی
5- تعامل و همكاری با مدیریت شهری
6-ایفای نقش در اداره شهر و داشتن حساسیت و مشاركت در مسایل شهری
7-حفاظت از محیط زیست و فضای سبز
8-رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی
9-ایفای وظایف اجتماعی مانند احترام به سالمندان ، معلولین ، زندگی آپارتمان نشینی و قوانین رانندگی ، پاكیزگی محیط و ...
10-وظایف مربوط به پاكیزگی شهر و عینیت بخشیدن به شعار ‹‹ شهر ما خانه ما ››
11- داشتن انصاف در مقابل خدمتگزاران
12- رعایت ایمنی ساختمانها
13-پرداخت به موقع عوارض شهرداری و مالیات دولت
14- بهداشت و نظافت و قراردادن زباله ها در كیسه در زمان مقرر
15-همدردی و احترام به همنوعان بی بضاعت و مشكل دار
16- تقسیم شادی و همدم خوشی و ناخوشی همسایگان بودن
17-حفظ حریم همدیگر و عدم ایجاد مزاحمت
18- افزایش حسن تعلق خاطر خود به شهر و محله سكونت و تعصب به شهر و محیط زندگی خود
19-تشویق و ترغیب همشهریان به مشاركت در اداره شهر
20-رفتار محبت آمیز و فروتنی با همدیگر
21-شهامت در قبول انتقاد و اشتباه خود و رفع و جبران آن
22-رعایت مقررات اجتماعی و پرهیز از زیر پا گذاشتن و نابود كردن آنها
23-كوشش و تلاش برای آباد كردن شهر و محله خود
24-پرورش استعداد خود و دیگران
25-پرهیز از اسراف فردی و گروهی و رعایت اعتدلال در همه مصارف خود
26-توجه به سلامتی و ورزش و تندرستی خود
27-اهتمام ویژه به حفظ فرهنگ و تاریخ شهر خود داشته باشیم
28-عفو و بخشش را در زندگی شهری توسعه دهیم و به همدیگر بیشتر و بهتر خدمت كنیم
29- تلاش برای شادی و خوشی و نشاط همدیگر و از فرصت موجود برای آبادی شهر خود بهره مند شویم .
پس بیایید هرگز از انجام وظیفه خود چشم پوشی نكنیم و متوجه باشیم كه اهمال در وظایف هر چند كوچك پرده ای است كه روی حقیقت «شهر زیبا، شهر آرام، شهر مطلوب، شهر پویا و روان و شهر عشق» كشیده می شود.
خیلی ببخشید جسارت شد
خادم شما علیرضا نوین
روز چهارشنبه (6/3/88) پس از بازدید از مراحل بازسازی بازار چرم شهر (كه در 9 ماه پیش در آتش سوخت) مخصوصاً پاركینگ سبلان كه كلی خسارت مالی و ابنیه دیده بود به این فكر افتادم چند نكته بعنوان اقدام احتیاطی خدمت شهروندان عزیز عرض بكنم.
آتش سوزی سال گذشته این بازار و دهها نمونه دیگر بعلت عدم رعایت نكات ایمنی باعث خسارتهای جانی و مالی زیادی می شود پس باید :
1-مواد قابل اشتعال را از وسایل آتش زا دور كنید
2-درهای خروج اضطراری را پیش بینی و وسایل اطفای حریق را كنترل كنید
3-حداقل كپسول آتش نشانی مناسب در محل داشته باشید و حتماً نحوه استفاده را آموزش ببیند.
4-برنامه گریز از آتش را تمرین كنید
5-هنگام بروز آتش سوزی ، شیر اصلی ورودی گاز را ببندید
6- وسایل برقی و اتصالات آنها را كنترل كنید و از استاندارد بودن آنها مطمئن شوید. چنانچه سیم لختی مشاهده كردید آنها را فوراً ترمیم كنید
7-از جمع كردن مواد آتش زا در نزدیكی منابع حرارتی خودداری كنید
8-بلافاصله آتش نشانی را در هنگام وقوع آتش سوزی خبر كنید
9-خونسرد باشید و تمام افراد را از ساختمان بیرون ببرید
10- شعله های اولیه آتش را با شن، نمك، پتوی نمناك خفه كنید
11-از دویدن مصدوم حادثه و هر گونه رسیدن باد به شعله های آتش جلوگیری كند
12-در صورت حضور امدادگران و مامورین آتش نشانی صحنه را خالی كرده و اجازه دهید مامورین در اسرع وقت به عملیات نجات و اطفای حریق بپردازند
موفق باشید