تمام بحث انبیاء پیرامون انسان است، چون برای تربیت انسان مبعوث شده اند . انبیاء آمده اند كه ما را هشیار كنند. كتب انبیاء هم كتب انسان سازی است . این موجود بر سر دو راهی واقع است. یك راه، راه انسان و راه دیگر راه انحرافی از انسانیت . انبیاء با عمل خود انسان را تربیت كردند. انسانها هم می توانند با پیروی از سیره عملی آنان در مسیر كمال قرار گیرند و از تنگنای زمین به بلندای آسمان رسند. پرداختن به زندگی ، منش و اصول عملی در سیره پیامبر اكرم (ص) پرداختن به گنجینه ای بس گرانبها است. سیره آن حضرت: زهد، آزادگی،  اعتدال در دینداری و امت معتدل، اخلاق نیكو، حفظ حدود و شان مومن، بصیرت، گشاده رویی، كینه نداشتن و فریب ندادن، انصاف، نظم در برنامه ریزی، دوری از تهمت زدن و ... است و برای من و تو شهروند، حضرت محمد (ص) نمونه و  اسوه است. ما می توانیم با تمسك به سیره فردی ، اجتماعی ، مدیریتی خانوادگی ، سیاسی ، نظامی و كتاب (قرآن) به مقصد (سعادت) برسیم (لقد كان لكم فی رسول الله اسوه حسنه ...) «هر آینه شما را در خصلتهای رسول خدا نمونه و سرمشقی نیكو و پسندیده است». یعنی پیامبر اسلام برای ما منبع و معدنی است كه می تواند كلیه اعمال ، رفتار و وظایف خود را از این منبع استخراج كنیم. اگر ادبیات صحبتها و نوشته ها و رفتار و اعمال روزانه خودمان كه چه بسا به نام اسلام و مسلمانی مطرح شود ولی ناخود آگاه مشابه ادبیات لمپن ها باشد را مرور بكنیم به تفاوتها و انحرافها پی خواهیم برد. آری این اسلام و سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) قابل پیروی برای همه زمانها و هر اوضاع و احوالی است .
ناگفته پیداست امروزه چه بسیار انسانهایی در این وادی با پیرو شدن پشت سر افرادی كه با گفتار و اعمال افراطی و خارج شدن از دایره «اعتدال دین مداری» عمر خود را تلف كرده و با برداشت ها و تعریف های غلط از اسلام و اسوه ها  به  گمراهی می روند و صد متاسفانه مناسبات فردی و اجتماعی خود را بر آن مبنای غلط ایجاد می كنند. امید است با چنگ زدن به این دو منبع اساسی (كتاب و سنت) بصیرت لازم برای عمل ایمانی حاصل شود و بنابه فرموده مولا علی (ع) اول باید حق را شناخت و سپس پیروان آن را. فراموش نكنیم شأن مومن مرزبانی است و نباید در هر كاری حتی در رویارویی با دشمن از حریم و حد خارج نشد .